اول می، روز جهانی کارگر، یادآور همبستگی و مبارزات جهانی طبقه کارگر علیه نظام سرمایه‌داری-امپریالیستی، دستگاه سرکوب آن، و تدارک برای انقلاب و سرنگونی این نظام است. تجلیل از اول می بزرگداشت جان‌فشانی‌ها، انقلابات و مبارزات تاریخی طبقه کارگر و پیشاهنگان آن در راه ساختن جهانی فارغ از استثمار و ستم است؛ مبارزات و انقلاباتی که در دو قرن گذشته ضربه‏های کاری بر پیکر نظام سرمایه‌داری وارد کرده و بنیان‏های آن را به لرزه انداخته‏اند. اول می یادآور آن است که کارگران و زحمتکشان نه تنها سلاح‏شان را به زمین نگذاشته‏اند، بلکه برای تدارک انقلاب و سرنگونی نظام سرمایه‏داری آن را حدادی و صیقل میدهند. آری! مبارزه ادامه دارد و تا حیات نکبت‎بار نظام طبقاتی سود و سرمایه ادامه خواهد یافت.
امسال در حالی به پیشواز اول می می‌رویم که نظام سرمایه‌داری-امپریالیستی در بحران‌های عمیق و چندجانبه‌ای دست‏وپا می‏زند. تشدید تضاد میان قدرت‌های امپریالیستی برای حفظ سلطه و غارت منابع مادی و نیروی کار، از یک‌سو فقر و گرسنگی را در میان طبقات و توده‏های محروم جهان گسترش داده و از سوی دیگر به جنگ‌های ارتجاعی و نیابتی دامن زده است؛ جنگ‌هایی که به کشتار، ویرانی و آوارگی میلیون‌ها انسان در اوکراین، فلسطین، لبنان، یمن و سایر نقاط جهان انجامیده است و هر آن ممکن است خطر تجاوز و گسترش جنگ سایر کشورها را نیز فراگیرد.
هرچند نظام سرمایه‌داری-امپریالیستی ذاتاً بحرانی است، اما این بحران‌ها اکنون در ابعاد و عمق بی‌سابقه‌ای در حال گسترش‌اند، و زندگی کارگران و توده‌های مردم را به سمت نابودی و قهقرا سوق داده‏اند. بحران محیط‌زیست و خطر جنگ‌های هسته‌ای جهان را به آستانه نابودی کامل نزدیک کرده است. سرمایه‌داری افسارگسیخته برای سود و حفظ سلطه، به طور وحشتناک انسان و طبیعت را غارت می‌کند. بحران پناهجویان، تنها یکی از جلوه‌های بارز این وضعیت است که ریشه در ساختار نابرابر و استثماری نظام سرمایه‌داری دارد، بحران که راه‏حل آن در چارچوب نظام سرمایه‏داری غیرقابل حل است.
کشورهای امپریالیستی چون آمریکا، انگلس، آلمان، فرانسه و جاپان پس از جنگ جهانی دوم ثبات نسبی را به بهای غارت کشورهای تحت سلطه تجربه کردند، اکنون این کشورها با تشدید بحران‏ها‏، تحولات جهانی و رشد فن‏آورهای جدید و ظهور قدرت‏های جدید، با بحران‏های متعدد مواجه شده‏اند. قدرتگیری راست افراطی، بحران بیکاری، رکود اقتصادی، بدهی‌های سنگین دولت‌ها و کاهش مشروعیت سیاسی، ثبات کشورهای امپریالیستی غرب را متزلزل کرده و بسیاری از کشورهای تحت‏سلطه را به آستانه فروپاشی رسانده است. جنگ در اکراین و خاورمیانه و قدرت‏گیری مجدد ترامپ، بر تشدید بحران‏ها و شکاف در دورن بلوک امپرپالیستی غرب افزوده است. از سوی دیگر، با توسعه فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی و رباتیک، روند بیکار‌سازی در کشورهای سرمایه‌داری بیشتر شده است. گفته می‌شود میلیون‌ها شغل در آینده نزدیک توسط ربات‌ها جایگزین خواهد شد و این شامل بخش خدمات، ترانسپورت و حتی فعالیت‌های فرهنگی نیز می‌شود.
در افغانستان، اول می در حالی فرا می‌رسد که میزان بیکاری کارگران و مردم افغانستان امسال دوباره شده و هزاران مهاجر و آواره کشور از ایران و پاکستان، به‌طرز بی‌رحمانه‌ای اخراج می‌شوند. در حالی‌که ۹۰ درصد جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند، ورود این آوارگان خطر فاجعه‌ای انسانی را دوچندان کرده است. میلیون‏ها کارگر آواره کشور در ایران، پاکستان و کشورهای خلیج در وضعیت وحشتناک تبعض و بی‏حقوقی به سر می‏برند. گفته می‏شود در یک ماه گذشته نزدیک به 150 هزار تن از پاکستان و هزاران تن دیگر از ایران اخراج شده‏اند، بسیاری از آن‏ها همه داروندارشان را از دست داده‏اند. طالبان، علاوه بر بی‏کفایتی و درماندگی، هیچ اهمیت به جان و مال مردم نمی‏دهند. اکثریت کسانی که به تازگی به کشور برگشته‏اند، در دشت‏ها و در کنار جاده‏ها و سرک‏ها در گرمای روز و سرمای شب بدون پناهگاهی به حال خودشان رها شده‏اند. مسئله مهاجرین به ابزاری در دست ارتش پاکستان معامله با طالبان تبدیل شده است.
کارگران، دهقانان و توده‏های محروم افغانستان امروز در یکی از دشوارترین شرایط اقتصادی و سیاسی به سر می‏برند. بیکاری، فقر، اختناق، مهاجرت اجباری و تحقیر واقعیت زندگی آن‌ها است. طبقه کارگر افغانستان متفرق‌ترین و بی‌صداترین طبقه اجتماعی کشور است. نه تنها فقر و محرومیت در میان آن‌ها بی‌داد می‌کند، بلکه سرکوب سیاسی و تبلیغات گمراه‌کننده لیبرالی، ناسیونالیستی و مذهبی مانع رشد آگاهی طبقاتی آن‏ها شده است. در بیست سال سلطه اشغال بر افغانستان، به‌ویژه در ده سال آخر آن، فعالیت‌های صنفی محدود با گرایشات لیبرالی شکل گرفت که عمدتاً حول افزایش دستمزد و مطالبات اقتصادی کارگران می‌چرخید. این مبارزات به دلیل ضعف سازمان‌دهی نیروهای انقلابی و کمونیستی، به سطح مبارزات سیاسی ارتقاء نیافت. بسیاری از فعالین و مدعیان سوسیالیست با خط و برنامه رفرمیستی و اکونومیستی به مبارزات اقتصادی اکتفا میکردند و این نکته را که هدف اصلی مبارزه طبقاتی کارگران باید کسب قدرت سیاسی باشند، مدنظر نمی‏گرفتند. اکنون حتی همان مبارزات صنفی نیز تحت حاکمیت طالبان جرم بوده و سرکوب می‌شود.
افغانستان طی نیم قرن گذشته، بر اثر تجاوزات امپریالیستی، جنگ‌های داخلی و سلطه نیروهای جهادی و طالبانی، به ویرانه‌ای کامل مبدل شده و جامعه به سوی قهقرا و انحطاط رفته است. در بیست سال سلطه اشغال، ترکیب نیروی کار به‌شدت تغییر کرده است. صدور سرمایه امپریالیستی زیر نام «بازسازی» و «دولت‌سازی»، موجب نابودی کشاورزی و رشد زاغه‌نشینی در شهرها، به‌ویژه شهر کابل، گردید و امروز بی‌ثباتی یکی از ویژگی‌های بارز نیروی کار و طبقه کارگر است.
اما در دل این تاریکی، مقاومت همچنان ادامه دارد. زنان و جوان افغانستان در صف اول مبارزه علیه امارت سیاه طالبان قرار دارند. در هند، جنگ خلق به رهبری حزب کمونیست هند (مائوئیست) نمونه‌ای روشن از ایستادگی مسلحانه دهقانان و کارگران است. در فلسطین، مقاومت علیه اشغال‌گران صهیونیست و امپریالیسم آمریکا ادامه دارد. در کشورهای غربی، اعتصاب‌های کارگری در آمریکا، فرانسه و بحران سیاسی در آلمان نشانه‌های نارضایتی توده‌هاست. در ایران، تونس، سودان و میانمار توده‏ها علیه رژیم‏های حاکم و استبدادی مبارزه میکنند.
در چنین شرایط دشوار، مبارزان کمونیست افغانستان باید روحیه انقلابی خود را حفظ کرده، هسته‌های مخفی‌شان را تقویت کنند، آموزش مارکسیستی-لنینیستی-مائوئیستی را گسترش داده و تئوری انقلابی را با مبارزات روزمره توده‌ها پیوند زنند.
باید با الهام از روح همبستگی جهانی پرولتاریا، ارتباط خود را با جنبش‌های کارگری و کمونیستی جهان مستحکم کنند و همزمان علیه جریان‌های ناسیونالیستی، مذهبی و فرصت‌طلبانه مبارزه نمایند. این وظایف باید با کار توده‌ای عمیق و مستمر، به ویژه در میان کارگران، زنان و جوانان در داخل و خارج از کشور، به شکل‌گیری و تحکیم هسته‌های انقلابی بینجامد.
زنده باد اول می – روز همبستگی جهانی کارگران!
زنده باد جنگ خلق!
پاینده باد همبستگی بین‌المللی پرولتاریا!
سرنگون باد نظام سرمایه‌داری-امپریالیستی!
حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان
می 2025 – 1404

سایر اطلاعیه‌ها