سازمان رهايي افغانستان يك سازمان رويزيونيستي وابسته به رويزيونيست هاي بر سر اقتدار در چين است و به همين سبب بخشي از ارتجاع و ضد انقلاب در افغانستان و جهان محسوب مي گردد. اين سازمان در شرايط كنوني بخشي از خيل خائنين ملي دست نشانده است. سازمان انقلابي افغانستان در مورد چنين سازماني از «افكار غير انقلابي – و نه ضد انقلابي، «اشتباهات» و نه انحراف، ارتداد و خيانت ملي و حركت سياسي موهوم – و نه حركت آگاهانه خاينانه، حرف مي زند و اين نشان مي دهد كه گسستش از سازمان رهايي يك گسست ناقص و ابهام گرايانه است.
يكي از جنبه هاي اين گسست ناقص و ابهام گرايانه اين است كه سازمان انقلابي كل حيات سياسي گروه انقلابي …. و سازمان رهايي را رويهمرفته به دو مرحله تقسيم مي نمايد:
۱ – مرحله خوب و انقلابي يا مرحله ايكه تحت رهبري داكتر فيض قرار داشت.
۲ – مرحله بد و غير انقلابي يا مرحله ايكه بعد از تامين رهبري رهبريت كنوني آغاز گرديده است.
اين مرحله بندي كاملا غلط و غير اصولي است. يقينا اختلافات معيني ميان اين دو دوره وجود دارد. ولي در اساس، رهبري كنوني سازمان رهايي ادامه دهنده همان خط اكونوميستي، رويزيونيستي و ضد انقلابي اي است كه تحت رهبري داكتر فيض شكل گرفت، قوام يافت و در عمل پياده شد. رهبري كنوني سازمان رهايي، از همان ابتدا و تا آخر حيات داكتر فيض، بخش مهمي از گروپ اصلي ترسيم كننده و تعميل كننده اين خط بوده و وارث اصيل داكتر فيض محسوب مي گردد. سازمان انقلابي بايد توهم به چنگ آوردن ميراثداري داكتر فيض را به دور بيندازد. اين ميراث اكونوميستي و رويزيونيستي به رهبري كنوني سازمان رهايي تعلق دارد. كس ديگري نبايد شوق به چنگ آوردن اين ميراث را بخود راه دهد.
ما از اين امر كه بخشي از سازمان رهايي افغانستان از آن سازمان بريده و راه مبارزاتي جداگانه اي را در پيش گرفته است، استقبال مي كنيم. ناگفته پيدا است كه سازمان انقلابي افغانستان مواضع درست و صحيح بسياري در مورد مسائل غير محوري مربوط به سازمان رهايي اتخاذ كرده است، همانطوري كه مواضع نادرست و غلطي نيز گرفته است. منظور ما از بيان مسائلي كه در اين سطور عنوان كرديم، به هيچ وجه اين نيست كه اين موضعگيري هاي درست و صحيح غير محوري را بطور دربست ناديده بگبريم و يا از اتخاذ مواضع نادرست در مورد اين مسائل چشم پوشي كنيم، بلكه اين است كه مسائل محوري در مورد گروه انقلابي و بعدا سازمان رهايي را مشخص نمائيم. همانطوري كه گفتيم، سازمان انقلابي افغانستان در مورد اين مسائل يا اصلا مواضع مخالف نگرفته و يا بصورت ناقص و نيم بند مواضعي اتخاذ كرده است. اينچنين گسست ناقص و نيم بند از سازمان رهايي تا حد زيادي موضعگيري هاي سازمان انقلابي در مورد سائر مسائل را بصورت منفي متاثر ساخته و اگر اين گسست ناقص در آينده به گسست قاطع و پيگير اصولي مبدل نگردد، اين تاثير گذاري منفي كماكان ادامه خواهد يافت.