اول می، روز جهانی کارگر، امسال در حالی فرا می‌رسد که مردم افغانستان، به‌ویژه کارگران و زحمتکشان کشور، در طول پنج سال سلطۀ طالبان هر روز بیش از پیش به قعر فقر، بیکاری و خفقان فرو رفته‌اند. مطابق آخرین گزارش‌های سازمان ملل، نزدیک به ۹۰ درصد مردم زیر خط فقر به سر می‌برند و بخش بزرگی از آنان بیکار اند. میلیون‌ها نفر دیگر از دسترسی به آموزش و خدمات صحی محروم‌اند.
در کنار این وضعیت، مردم افغانستان از ابتدایی‌ترین حقوق آزادی و انتخاب محروم شده‌اند و رسانه‌های اجتماعی و هرگونه تجمع و تشکل کارگری یا هر نوع تشکل دیگر به‌کلی ممنوع است. دانشگاه‌ها و مراکز علمی از حضور زنان خالی شده و به مراکز خرافه و جهل تبدیل شده‌اند. همچنین، طالبان با دامن‌زدن به اختلافات قومی و فرقه‌گرایی مذهبی، شکاف‌های اجتماعی را تشدید کرده‌اند و به‌دلیل ستم ملیتی افسارگسیخته، زمینه‌های تجزیۀ افغانستان بیش از هر زمان دیگر تقویت شده است.
کارگران از نبود کار، مزد ناچیز و بی‌ثباتی اقتصادی رنج می‌برند. اکثریت دهقانان کشور با کمبود امکانات تولید و درآمد اندک روبه‌رو اند و در عین حال، خشکسالی و اخاذی طالبان آنان را به فقر و درماندگی بیشتری کشانده است. زنان و بی‌جاشدگان از مهم‌ترین قربانیان این وضعیت‌اند؛ بسیاری از زنان کار و تحصیل خود را از دست داده و با مشکلات روحی و روانی ناشی از این شرایط دست‌وپنجه نرم می‌کنند. انزوای بین‌المللی و قطع کمک‌های خارجی، همراه با اقتصاد ویران کشور، افغانستان را به یکی از فقیرترین کشورهای جهان تبدیل کرده است.
در کنار این وضعیت، جنگ میان طالبان و ارتش پاکستان، بسته‌شدن راه‌های ترانزیتی و تجارتی، و نیز تجاوز امریکا و اسرائیل بر ایران، همراه با کاهش تجارت و اخراج گستردۀ مهاجرین از این کشورها، سطح فقر و بیکاری در افغانستان را افزایش داده است. بسیاری از خانواده‌ها که منبع درآمدشان وابسته به کار در خارج از کشور بود، آن را از دست داده‌اند. همچنین، با بازگشت مهاجرین، فشار بر بازار کار، افزایش قیمت مواد اولیه و بالا رفتن کرایۀ خانه‌ها بیشتر شده است.
این در حالی است که گروه طالبان بخش بزرگی از عواید و منابع کشور را صرف ساخت مساجد، مدارس و تجهیز نیروهای خود می‌کند و نه‌تنها فقر و گرسنگی مردم برای آن‌ها اهمیتی ندارد، بلکه از آن به‌عنوان ابزاری برای تحمیق و تضعیف بیشتر مردم استفاده می‌کنند.
در چنین شرایطی که مردم افغانستان زیر فشار دوگانۀ اختناق و فقر برای بقا و ادامهٔ حیات خود مبارزه می‌کنند، نیروهای ارتجاعی دورۀ جمهوریت پوشالی تلاش دارند از این وضعیت به سود خود استفاده کرده و از راه معامله با طالبان یا با اتکا به حمایت نیروهای امپریالیستی و ارتجاعی خارجی، بار دیگر به قدرت بازگردند. اما واقعیت این است که آنان به‌شدت متشتت و پراکنده‌اند و توده‌های مردم از آنان نفرت دارند.
عمق فاجعه آن‌جاست که در چنین شرایطی، نیروهای مردمی، مترقی و کمونیست با سرخوردگی و پراکندگی مواجه‌اند و ضرورت اتحاد، همبستگی و مبارزۀ اصولی را به‌درستی درک نمی‌کنند. بخشی از عناصر منسوب به جریان شعلهٔ جاوید و شبه‌کمونیست‌ها در روزمرگی، شعارزدگی و مباحث سطحی و پیش‌پاافتاده مصروف‌اند و از توجه به مسائل بنیادی غافل مانده‌اند. مسئلۀ اساسی این است که نظام سرمایه‌داری امپریالیستی عامل اصلی فقر، جنگ و ویرانی کشورها و ملت‌ها است و تا زمانی که این نظام از بنیاد برانداخته نشود و نظام سوسیالیستی جایگزین آن نگردد، مشکلات اساسی بشر حل نخواهد شد.
معادلات جهان، منطقه و کشور به‌سرعت در حال تغییر است. بحران‌های جهانی، به‌ویژه جنگ سوم خلیج فارس، بیانگر بحران عمیق نظام سرمایه‌داری امپریالیستی است که زندگی میلیون‌ها انسان را با فقر، بیکاری و ناامنی مواجه ساخته و کارگران و زحمتکشان را بیش از همه آسیب‌پذیر کرده است. این وضعیت مردم جهان را به ستوه آورده و نشان می‌دهد که پایان آن بدون ایستادگی و مقاومت ممکن نیست. از این‌رو، جنبش مبارزاتی کارگران و زحمتکشان باید با قدرت بیشتری به میدان آید.

وظیفۀ اساسی کمونیست‌ها آن است که با ایجاد و استحکام حزب پیشاهنگ طبقۀ کارگر بر مبنای اصول ایدئولوژیک، سیاسی و تشکیلاتی، رهبری جنبش مبارزاتی کارگران، زحمتکشان و زنان را برای تدارک یک انقلاب واقعی، به‌منظور سرنگونی نظام سرمایه‌داری امپریالیستی، به دست گیرند. بدون چنین انقلاب توده‌ای، پایان‌دادن به نظام استثمار، تبعیض و ستم ممکن نیست. بدیل واقعی در برابر این وضعیت، سوسیالیسم و کمونیسم است.
به‎پیش در راه همبستگی و شکوفایی جنبش مبارزاتی کارگران و زحمتکشان!
زنده باد سوسیالیسم و کمونیسم!


مرگ بر طالبان و حامیان امپریالیستی‎شان!
حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان
اول می 2026