هشت مارچ امسال در حالی از راه می‏رسد که زنجیر اسارت و برده‎گی بر دست‏وپای زنان در افغانستان و جهان، محکم‏تر شده است. زنان ستم‏دیده‏ترین بخشِ ستمدیدگان هستند. هر ساله میلیون‏ها زن در جهان به‏ویژه در کشورهای تحت‏سلطه و در زاغه‏ها در اثر فقر، گرسنگی و امراض زندگی‏شان به تباهی و نابودی کشیده می‏شوند. زنان در سراسر جهان، به‏صورت وحشتناک مورد ضرب‏وشتم و تجاوز قرار می‏گیرند و به قتل می‏رسند. خریدوفروش، برده‌گی و قاچاق زنان و اطفال رو به افزایش است. جنگ در اوکراین و زلزله مهیب در ترکیه بیشترین قربانی و تلفات را از میان زنان و کودکان گرفتند. رونق دادن به صنعت سکس و پورنوگرافی برای سوداندوزی بیش‌تر از پیش، به تحقیر زنان شدت بخشیده است. تغییرات اقلیمی و کرونا بر فقر و اسارت زنان در جهان افزوده‏اند.
هشت مارچ، روز همبستگی و مبارزات زنان، علیه اشکال ستم‏جنسی و برده‏گی زنان، هرساله توسط کمونیست‏ها، عناصر مترقی، زنان و مردان زحمتکش و آگاه در سراسر جهان تجلیل می‏گردد. احزاب و سازمان‏های کمونیستی در این روز، با ایراد بیانیه‏ها و برگزاری تظاهرات خیابانی و محافل، پرده از ماهیت ستم مردسالاری و جنایات سرمایه‏داری بر می‏دارد و در راه آگاهی‌دهی و همبستگی زنان یاری می‏رسانند. از طرف دیگر اما، نهادها و سازمان‏های وابسته به دولت‏های سرمایه‏داری، تجلیل از هشت مارچ را به تجلیل فرمایشی، تشریفاتی و بی‏محتوا از این روز تقلیل داده‏اند. این نوع تجلیل از هشت مارچ، در بیست سال گذشته، تحت سلطه اشغالگران امریکایی- اروپایی در افغانستان نیز باب شده بود.
در افغانستان، تحت سلطه امارت طالبان، نه‏تنها از این تجلیل فرمایشی و تشریفاتی خبری نیست، بلکه طالبان کمترین حق‏خواهی و تجمع زنان را با شدت تمام سرکوب می‏کنند. بنیادگرایی طالبان از همان ابتدای قدرت‏گیری‏شان با تجاوز و تهاجم به حقوق اولیه زنان، چهره بغایت ارتجاعی و ضد زن از خود به نمایش گذاشتند و با صدور فرامین شرعی، آزادی و حقوق اولیه زنان را سلب نموده و آن‏ها را در پستوهای خانه‏ها راندند. طالبان در اجرایی این فرامین از ضرب‏وشتم، شکنجه، زندانی‏کردن و کشتن زنان دریغ نکرده و نمی‏کنند. این امر نشان داد که میان بنیادگرایی اسلامی و زنان، مبارزه‏ای آشتی ناپذیرِ وجود دارد و برده‏سازی زنان و تحکیم سلطه مرد بر زن جز جدایی ناپذیرِ از گروه‌های افراط‌گرایی دینی هستند.
در یک‏ونیم سال سلطه طالبان بر کشور، درام تراژیدی و غم‏انگیز از سیاه‏روزی و تحمیل قوانین اسارت‌بار بر زندگی زنان و مردم این کشور به‏نمایش درآمده است. این گروه قوانین شریعت اسلامی سختگیرانه‏ی را طی فرمان‏های متعدد بر زنان و مردم افغانستان تحمیل نموده است. تعلیق آموزش زنان و دختران در دانشگاه‌ها و منع کارکنان زن در سازمان‏های غیردولتی از آخرین فرمان‏های این گروه بوده‏اند. طالبان قبلا، مکاتب متوسطه و لیسه را بسته کرده، زنان را از رفتن به پارک‏ها، سالن‏های ورزشی و سایر مکان‌های عمومی و سفر بدون محرم منع کرده بودند. این در حالی است که فرماندهان طالبان، برای تصاحب زنان و دختران جوان از طریق فریب، وعده وعیدها، زور و پول، باهم مسابقه گذاشته‏اند.
عواقب و پیامدهای این عملکردها و فرامین تا کنون، خشم و نفرت گسترده‌ مردم، ایستادگی و مقاومت زنان به اشکال مختلف، اختلاف درونی، فشار و انزوایی جهانی و اعتراض رهبران مذهبی و سیاسی کشورهای اسلامی را علیه این گروه به همراه داشته است. بنیادگرایی اسلامی طالبان، از یک طرف، تثبیت و استحکام قدرت امارت‏شان را بر تحمیل اجباری قوانین شریعت بر زنان و سرکوب کلیه جامعه پیوند داده‏اند و از طرف دیگر، صدور این فرامین، به‏خصوص تعلیق آموزش مدارس و دانشگاه‌ها، عامل اصلی فشار جهانی و انزوایی طالبان و نفرت مردم از آن‌ها در داخل کشور گردیده است. بخش پیشرو زنان در برابر این تجاوز و تهاجم افسارگسیخته طالبان به حقوق اولیه شان، تا اکنون به اشکال مختلف ایستادگی و مقاومت کرده‏اند.
برعلاوه، تعلیق آموزش زنان و منع کارکنان زن از ادارات غیردولتی، اختلافات دورنی طالبان را آشکارتر کرده و بر شدت انتقادات فرماندهان و مقامات طالبان از رهبر این گروه افزوده‏اند. سخنان تند آن‏ها از مولوی هبت‏الله در یک ساختار دگماتیستی و متحجر طالبانی، هیمنهِ رهبر این گروه را در داخل‏شان به زیر سوال برده است. از طرف دیگر، فرمان جدید طالبان مبنی بر منع کارکنان زن، سبب افزایش فقر و بیکاری در جامعه گردیده است. قبل از این نیز، در 18 ماه گذشته با تسلط طالبان، فقر، گرسنگی و آواره‏گی به‏طور بی‏پیشینه‏ی در کشور افزایش یافته بود. اما طالبان با حراج‏گذاشتن معادن ذغال‏سنگ کشور و جمع‏آوری مالیات با سرنیزه از دکانداران و کسبه‏کاران، کاروبار آنان را به ورشکستگی کامل کشانده و در اوضاع که مردم افغانستان از گرسنگی و فقر می‏میرند، پول‏های را که از این طریق به دست می‏آورند برای اعمار مساجد، مدارس‏دینی و گسترش تندروی‌های مذهبی و خرافه به مصرف می‏رسانند.
تحت سلطه طالبان، جامعه به سمت قهقرا به‏پیش می‏رود و شیرازه نیم‏بند و ویرانه‏ای کشور، بیشتر از گذشته در حال فرپاشی قرار دارد. اوضاع اسف‌بار زنان و مردم در بند افغانستان، نیاز به یک انقلاب و تغییر رادیکال را بیش از هر زمان دیگر ضروری کرده است. هرچند مردم افغانستان، در این 18 ماه به یقین دریافته‏اند که امکان زندگی حداقل تحت سلطه طالبان مشکل و دشوار است. اما این سطح از درک مردم در جامعه، باید به سطح عالی‏تر از درک و آگاهی، نسبت به ماهیت جامعه طبقاتی سرمایه‏داری و بنیادگرایی اسلامی ارتقا یابد.
بدون تیوری انقلابی و بدون سازمان‏دهی و تشکیلات انقلابی نمی‏توان، ضرورت دگرگونی و انقلاب در جامعه را پاسخ گفت. زنان باید به اتحاد و همبستگی‏شان تحت یک برنامه رادیکال و انقلابی در چوکات یک سازمان سراسری و مخفی در کشور تلاش کنند. جنبش زنان به ارتقا دانش سیاسی‏ ضرورت دارد و از این طریق می‏تواند بر محدودیت‌های‏شان فایق آید. استفاده ابزاری از نام و تشکل زنان باید پایان پذیرد. برای ایجاد جنبش سراسری و نیرومند زنان در کشور لازم است از همین اکنون، یک برنامه مبارزاتی و یک آیین‏نامه تشکیلاتی تحت رهبری یک سازمان مخفی از جدی‏ترین کادرها و رهبران زنان ساخته شود.
اعضا و کادرهای حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان، خود را بخش از جنبش پیش‌رو و انقلابی زنان افغانستان می‏دانند و برای ارتقای این جنبش از هیچ نوع تلاش دریغ نمی‏کنند. پیروزی انقلاب دموکراتیک‏نوین و برقراری جامعه سوسیالیسی، بدون رشد جنبش مبارزاتی زنان ممکن نیست. حزب ما باورمند است که بدون مبارزه رادیکال و به پیروزی رساندن انقلاب دموکراتیک‏نوین و سوسیالیستی، خلاصی و رهایی از ستم و استثمار طبقاتی ممکن نیست و هرگونه تلاش و پیکار در چارچوبه نظام حاکم، جز بر استحکام زنجیر اسارت زنان، به چیزی دیگر منتهی نخواهد شد. برای رهایی از این وضع، نیاز به انقلاب است. انقلاب که بر اساس تیوری کمونیستی (مارکسیستی- لنینیستی-مائوئیستی) و حزب پیشاهنگ طبقه کارگر و زحمت‌کشان استوار باشد.
حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان
8 مارچ 2023- 1401

سایر اطلاعیه‌ها