زلزلۀ مرگبار روز یکشنبه، حوالی ساعت ۱۱:۳۰، مناطق کوهستانی جنوبشرقی افغانستان، بهویژه بخشهایی از ولایتهای کنر، ننگرهار و لغمان را به شدت لرزاند. بر اساس گزارشهای منتشرشده، این زمینلرزه تاکنون بیش از یکهزار کشته و حدود سههزار زخمی بر جای گذاشته است. در ولایت کنر، دهها قریه آسیب دیده و صدها خانه بهطور کامل تخریب شدهاند و هزاران تن در نتیجۀ این حادثه خانه و سرپناه خود را از دست دادهاند.
این زمینلرزه بار دیگر آسیبپذیری شدید افغانستان در برابر حوادث طبیعی را آشکار کرد. در بسیاری از مناطق کشور، بهویژه مناطق روستایی و کوهستانی، مردم در خانههای گلی و ساختمانهای فاقد معیارهای ابتدایی ایمنی زندگی میکنند. محدودیت راههای مواصلاتی، ضعف زیرساختها، فقر گسترده و کمبود امکانات درمانی و امدادی نیز سبب میشود که پیامدهای یک حادثۀ طبیعی بسیار گستردهتر شود.
از همینرو، در افغانستان یک حادثۀ طبیعی اغلب به یک فاجعۀ انسانی گسترده تبدیل میشود. مسئله تنها شدت زلزله، سیلاب یا خشکسالی نیست؛ بلکه میزان آمادگی جامعه، کیفیت ساختمانها، دسترسی مردم به خدمات صحی، وضعیت راههای مواصلاتی و ظرفیت نهادهای مسئول برای پیشگیری و امدادرسانی نیز در شمار قربانیان و میزان خسارات نقش تعیینکننده دارد.
فقر و نبود زیرساخت؛ آسیبپذیری مضاعف در برابر حوادث طبیعی
بخش بزرگی از جمعیت افغانستان در مناطقی زندگی میکنند که از ابتداییترین امکانات زیربنایی محروماند. خانههای فرسوده و غیرمعیاری، نبود سیستمهای مؤثر هشداردهی، محدودیت امکانات امدادی و درمانی و دشواری دسترسی به مناطق دورافتاده، خطر حوادث طبیعی را برای مردم چند برابر میکند.
در جریان زلزلۀ اخیر نیز در برخی ولسوالیهای کنر، ریزش کوه و تخریب راهها دسترسی به مناطق آسیبدیده را دشوار کرد. در شرایطی که امکانات سنگین امدادی و تجهیزات تخصصی در دسترس نبود، شماری از مردم محلی با امکانات ابتدایی برای نجات قربانیان و بیرون کشیدن زنان، کودکان و دیگر آسیبدیدگان از زیر آوار تلاش کردند.
گزارشهای مربوط به وضعیت خدمات صحی نیز بار دیگر محدودیت دسترسی مردم، بهویژه زنان، به خدمات درمانی را برجسته کرده است. محدودیت حضور و فعالیت زنان در بخشهای مختلف خدمات عمومی و درمانی، در شرایط یک فاجعۀ طبیعی میتواند دسترسی بخشی از آسیبدیدگان به خدمات ضروری را دشوارتر کند.
چرا پیامدهای حوادث طبیعی در افغانستان تا این اندازه سنگین است؟
افغانستان از کشورهای آسیبپذیر در برابر حوادث طبیعی است و در طول سالهای گذشته بارها با زلزله، سیلاب، خشکسالی و سایر حوادث طبیعی روبهرو شده است. با این حال، شدت خسارات تنها به ماهیت طبیعی این حوادث مربوط نمیشود.
فقر گسترده، بیسوادی، نبود ساختمانهای مقاوم، ضعف خدمات عمومی، کمبود امکانات صحی، وضعیت نامناسب راههای مواصلاتی و فقدان برنامههای مؤثر پیشگیری و مدیریت بحران، از عواملی هستند که یک حادثۀ طبیعی را به یک بحران انسانی گسترده تبدیل میکنند.
از این منظر، زلزلۀ اخیر شرق افغانستان را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک حادثۀ طبیعی مورد بررسی قرار داد. این حادثه بار دیگر رابطۀ میان فقر، عقبماندگی، ساختارهای سیاسی و اقتصادی و میزان آسیبپذیری مردم در برابر حوادث طبیعی را آشکار کرده است.
در افغانستان، بخش بزرگی از بار مقابله با حوادث بر دوش خود مردم قرار گیرد. در مناطق آسیبدیده، خانوادهها و ساکنان محلی اغلب نخستین کسانی هستند که برای نجات قربانیان اقدام میکنند؛ در حالی که امکانات لازم برای جستوجو، نجات و درمان در اختیار آنان قرار ندارد.
این وضعیت نشان میدهد که فاجعۀ انسانی ناشی از حوادث طبیعی، تنها محصول نیروهای طبیعت نیست. شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز تعیین میکند که یک حادثۀ طبیعی چه تعداد قربانی بر جای بگذارد و مردم تا چه اندازه بتوانند از پیامدهای آن جان سالم به در ببرند.
فاجعۀ طبیعی و مسئلۀ ساختار اجتماعی
زلزلۀ اخیر بار دیگر این واقعیت را در برابر جامعه افغانستان قرار داد که آسیبپذیری در برابر حوادث طبیعی با وضعیت عمومی زندگی مردم ارتباط مستقیم دارد. مردمی که در خانههای غیرمعیاری، مناطق دورافتاده و فاقد امکانات ابتدایی زندگی میکنند، در برابر یک زلزلۀ شدید یا سیلاب، چندین برابر بیشتر از جوامعی که از زیرساختهای مناسب برخوردارند، آسیب میبینند.
از این منظر، مسئلۀ اصلی تنها امدادرسانی پس از وقوع حادثه نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که در آن مردم بتوانند از زندگی، مسکن، خدمات صحی و زیرساختهای ایمن برخوردار باشند. بدون تغییر این شرایط، هر زلزله، سیلاب یا حادثۀ طبیعی دیگر میتواند بار دیگر به یک فاجعۀ انسانی تبدیل شود.
تجربۀ زلزلۀ شرق افغانستان ضرورت توجه جدی به ایمنی ساختمانها، توسعۀ زیرساختهای روستایی، ایجاد ظرفیتهای مؤثر امدادرسانی، گسترش خدمات صحی و ایجاد سازوکارهای پیشگیری و مدیریت بحران را برجسته میکند.
در نهایت، پرسش اساسی این است که چرا در افغانستان یک حادثۀ طبیعی که در بسیاری از جوامع با آمادگی و زیرساخت مناسب قابل مدیریت است، چنین تلفات سنگینی به بار میآورد. پاسخ به این پرسش را باید در مجموعهای از عوامل طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جستوجو کرد؛ عواملی که آسیبپذیری مردم را پیش از وقوع حادثه شکل میدهند و پس از وقوع آن، ابعاد فاجعه را گستردهتر میکنند.
